بایگانی برچسب: رمان جدید

رمان دل

رمان جدید دل دوستان یه خبر خوش اینکه هم پارتامون تو کل سایتا زود تر پارت گذاری میشه و اینم یه رمان جدید تقدیم همگی امیدوارم خوشتون بیاد   برای خواندن رمان به سایت بلک رمان مراجعه کنید   black roman  

توضیحات بیشتر »

رمان انتقام نا تمام پارت شانزده

هر دو تعجب کردیم و احسان بلند گفت: -سروش آزادی! سرگرد: میشناسینش؟ احسان با ناراحتی سری تکون داد: -برای پدرم کار میکرد. سرگرد: سابقهداره. نگران نباشین، به زودی پیداش میکنیم . گیج بودم و احسان هم دست کمی از من نداشت. به خونه برگشتیم. همه تو باغ نشسته بودند؛ اما من با یه عذرخواهی و به بهونهی خستگی به داخل …

توضیحات بیشتر »

رمان انتقام نا تمام پارت پانزده

تا ساعت ده چندبار با احسان و یهبار با مامان صحبت کردم. احسان میخواست بیاد دنبالم که با کلی دلیل مبنی بر اومدن سوگل راضیش کردم نیاد. سرگرم فیلمی بودم که از تلویزیون پخش میشد. صدای افتادن چیزی رو شنیدم. سریع بلند شدم. قلبم تند میـزد. رفتم قسمتی از پرده رو کنار زدم؛ اما چیزی ندیدم. از پلهها آروم رفتم …

توضیحات بیشتر »

رمان گرداب/پارت نودوهشت

  نه انگار یه چیزهایی بوده..شاید واقعا عسل اشتباه حس نکرده بود وگرنه چرا باید چیز به این مهمی و شخصی رو براش تعریف کنه… سرم رو تکون دادم و گفتم: -چی گفت؟..یعنی چی شد که اینو برات تعریف کرد؟.. -یادمه اول از من پرسید تو گذشته ام کسی بوده یا نه و وقتی گفتم نه، دوباره پرسید الان کسی …

توضیحات بیشتر »

رمان شوهر غیرتی من/پارت شصتو هشت

وقتی رسیدیم مامان نازگل و بقیه با نگرانی به سمتم اومدند و گفتند : _ چیشده حوا با خوشحالی بهشون خیره شد و گفت : _ ستاره حامله شده این خبر خیلی مهمیه با شنیدن این حرف همه با خوشحالی شروع کردند به تبریک گفتند اما من مات و مبهوت ایستاده بودم و داشتم بهشون نگاه میکردم چون خیلی گیج …

توضیحات بیشتر »

رمان خیس مثل باران

رمان خیس مثل باران

  رمان جدید و بسیار زیبای خیس مثل باران   ژانر:عاشقانه   نویسنده:ریحانه محمود   برای خواندن رمان به سایت دل رمان مراجعه کنید…                                                                         …

توضیحات بیشتر »

رمان جمجمه سیاه

رمان جمجمه سیاه

    خلاصه رمان درباره دختری به نام مانیا هستش که توسن هفت سالگی پدرومادرش همراه با برادر دقلوش رو تو یه حادثه رانندگی از دست میده وپیش مادر پدرش زندگی میکنه  برای کار همراه دوستش سارا وارد خونه مشفق ها میشن اونجا متوجه حقایقی میشه اینکه برادرش مانی توسط پسربزرگ خانم بزرگ پوریا مشفق که ریس یه باندقاچاق اسلحس …

توضیحات بیشتر »

رمان سایه

رمان سایه

. برای خواندن رمان به سایت دیگه ما بلک رمان مراجعه کنید… Black roman دوستان حتما وارد شید و تغییرات عالی سایتمونم مشاهده کنید

توضیحات بیشتر »

رمان پرنسس شرقی/پارت اول

رمان پرنسس شرقی

بسمه التعالی یه پام خونه بود ویه پام بیمارستان حال مامان اصلا خوب نبود آسمش شدیدتر شده بود ودکترها بستریش کرده بودن مادرم واسم حکم دنیا روداشت شبیه دودوست بودیم یا دوخواهر دکتر ها هم با گفتن اینکه هنوز تغییری نکرده و داره روز به روز حالش وخیم تر میشه استرسمو بالاتر میبردن منو دایی پیتر شده بودیم مرحم هم …

توضیحات بیشتر »

رمان آقای مهربون خانوم خوش زبون/پارت شش

  صاف شدمو سرمو اوردم بالا که نگاهم قفل شد تو دو تا تیله مشکی چشمام کم کم درشت تر از حد معمول شد صدای هاشمی از کنارم اومد: _ایشون اقای علیسان شایان هستن، انشالله میخوان ازین به بعد حامی مالی بهزیستی باشن نا باور نگاهمو بین خانوم هاشمی و علیسان و مرد غریبه کنارش چرخوندم تو چشمای علیسانم تعجب …

توضیحات بیشتر »

رمان گرداب/پارت سوم

رمان گرداب

چشمامو محکم بهم فشردم و باز کردم..فک کردم اشتباه میبینم اما نه… یه دختر قد بلند و خیلی لوند با ارایشی غلیظ پشت سامیار وارد خونه شد و درو بست.. نفسم حبس شده بود..خدایا چه عکس العملی باید نشون بدم… فکر کنم سامیار فهمید من چقد مستاصل شدم که با همون اخمای گره خورده، سری تکون داد و گفت: -برو …

توضیحات بیشتر »