رمان دلبر جذاب من

رمان دلبر جذاب من/ پارت یک

  منم تو بغلش دلبری می کردم و می رقصیدم فقط ناز کن منم پوزخندی زدم تو دلم گفتم:اره عزیزم تو فقط به فکر هوستی هه بعدش دویستش ارین اومد ارین:کامیار بیا بریم بسه دیگه کامیار:کوجا من تازه عروسکمو پیدا کردم ولش نمی کنم ایرن:اوه هانی کوجا میری امشب یه شب خوبی میشه ها بعد براش چشمک زدم بعد رو …

توضیحات بیشتر »