رمان بهار

رمان بهار/پارت صدو شش

  ساکت بودم و بی حرف تا اینکه دختری که کنارم نشسته بود پرسید: -واسه چی آوردنت اینجا!؟ از فکر بیرونم آورده بود.چشم از اون نقطه ی نامشخص برداشتم و سرم رو به آرومی برگردوندم سمت دختری که سمت راستم نشسته بودن و بهش خیره شدم. کم سن و سال بود اون یکی هم همینطور اما ظاهر عجیبی داشت. موهای …

ادامه مطلب »

سایت جدید*کافه رمان*

دوستان عزیز سایت جدیدمون با رمان های بسیار عالی امیدوارم خوشتون بیاد   رو لینک که در پایین قرار گرفته بزنیدو وارد شین.   رمان بهار   رمان سونامی   رمان اسارت عشق   رمان شاهدخت   *************CAFFEROMAN**************

ادامه مطلب »